X
تبلیغات
دل نوشته های یه عاشق

دل نوشته های یه عاشق

نوشته هایم را می خوانی… و می گویی: چه زیبا! راستی… دردهای آدم ها زیبایی دارد…؟!؟!؟!

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم فروردین 1393 ساعت 21:57 توسط یه عاشق تنها |


تـــــو مـــــرا نـادیــــده بـگـیــــر . . .


و مــــــــن


بـدنـــم روز بـــه روز کـبـــــودتـر مـی شــــود . . .


از بــــــس . . .


خــــودم را مـی زنـــــم ،


بـــــه نـفـهـمـــی . . . !!!

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند 1392 ساعت 19:51 توسط یه عاشق تنها |


همیشه در حالی که...
یه عالمه حرف بیخ گلوت چسبیده!

یه عالمه اشک توی چشماته!

یه عالمه حسرت توی دلت تلنبار شده...

باید بگی : خب دیگه... واسه همیشه خدافظ
چه سخت است مرور کردن خاطراتی که روزی شیرین ترین بودند

اما حالا آنقدر تلخ شده اند که هم دلت را به درد می آورند


هم اشکت را در می آورند !

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند 1392 ساعت 19:50 توسط یه عاشق تنها |


چند وقتیست هر چه می گردم

هیچ حرفی بهتر از سکوت پیدا نمی کنم

نگاهم اماگاهی حرف می زند گاهی فریاد می کشد

و من همیشه به دنبال کسی می گردم

که بفهمد یک نگاه خسته چه می خواهد بگوید

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند 1392 ساعت 19:50 توسط یه عاشق تنها |


دلت که گرفت ، دیگر منت زمین را نکش
راه آسمان باز است ، پر بکش
او همیشه آغوشش باز است ، نگفته تو را میخواند ؟
اگر هیچکس نیست ، خدا که هست . . .

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند 1392 ساعت 19:49 توسط یه عاشق تنها |


ولنتاینت مبارک حتی اگه نباشی !
حتی اگه عشقِ کسی باشی !
حتی اگه دوستم نداشته باشی !
حتی اگه تنهام گذاشته باشی !
حتی اگه به فکره من نباشی !
حتی اگه دلمو شکسته باشی !
ولنتاینت مبارک حتی اگه با یه کَسه دیگه باشی !
مهم اینه الان ، تو این روز مثل من منتظر دیدن کسی نباشی...

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392 ساعت 20:1 توسط یه عاشق تنها |


هی تو اشتباه متوجه شدی...



گفته بودم لب تر کنی برات میمیرم...



اما نه به قیمت اینکه...


لبانت را با دیگری تر کنی...!!!

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1392 ساعت 21:9 توسط یه عاشق تنها |


خدایا...
خدایا...
از تمام دنیات...
فقط یه نفر رو می خوام
زیاده؟؟؟

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1392 ساعت 21:5 توسط یه عاشق تنها |


چه حــــــــــالی میــــــــــــــــــــده..
یکی اينقده دوستت داشته باشه که..
بقــــــــــیه بهت حســودی کنن !!!
نگاره: ‏چه حــــــــــالی میــــــــــــــــــــده..
یکی اينقده دوستت داشته باشه که..
بقــــــــــیه بهت حســودی کنن !!!‏

+ نوشته شده در یکشنبه پنجم آبان 1392 ساعت 20:34 توسط یه عاشق تنها |


ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ ﺁﺳﺂﻥ ﻧـﯿــﺴــﺖ


ﺍﺳـﻢ " ﺍﺣـﺴﺎﺳـﺖ " ﺭﺍ ﺑـﮕـﺬﺍﺭﻧـﺪ ،


" ﺗـﺠـــﺮﺑـﻪ " !

+ نوشته شده در یکشنبه پنجم آبان 1392 ساعت 20:30 توسط یه عاشق تنها |


ببین لعنتی
دارم میخندم
به سیرکی که دلقکش گریه میکند
به مردی که سراغ زنش را از دیگران میگیرد
به پیرمردی که با آینه دردودل میکند
به پیرزنی که سالهاست
لباس شوهر مرده اش را تن میکند
به دردهایی که به درد گریه کردن هم نمیخورند
تو هم بخند
به منی که از درد عشقت روانی شدم

+ نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1392 ساعت 16:8 توسط یه عاشق تنها |


عکسشو تو گوشیت هی نگاه میکنی واسه بار هزارم…
انگار تا حالا ندیدیش ، بوسش کنی محکم مث دیوونه ها ، بگی خو آخه دلم همیشه یه ذره میشه براش ، بغض کنی و اشکات بریزه…
شمارشو با ذوق بگیری شاید اینبار جوابتو داد… شاید با مهربونی بگه جونم…
شاید… شاید… شاید…
همین شاید گفتنات... باز هم همین صدای مسخره تو گوشت می پیچه… مشترک مورد نظر پاسخگو نمی باشد ، لطفا مجددا بمیرید…
+ نوشته شده در شنبه نهم شهریور 1392 ساعت 16:4 توسط یه عاشق تنها |


هنوز دوستش داری ولی دیگه مال تو نیست
با این حال نمی تونی از داخل پروفایلت ریموش کنی!!!
.
.
.
هر روز پروفایلش رو چک می کنی و عکساش رو می بینی
و زیر لب میگی: خیلی بی معرفتی
اما ....
هنوز دوست دارم . . . !

+ نوشته شده در شنبه نهم شهریور 1392 ساعت 16:0 توسط یه عاشق تنها |


ﻋﺸﻖ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺁﻧﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﺎﺗﻤﺎﻡ ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ
ﺑﺎﻣﺸﺖ ﺑﮑﻮﺑﻪ ﺭﻭﻯ ﺳﯿﻨﻪ ﻋﺸﻘﺶ ﺑﻬﺶ ﺑﮕﻪ ﺑﺮﻭﺗﻨﻬﺎﯾﻢ
ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻭﻟﯽ ﺍﻭﻥ ﺁﺭﻭﻭﻡ ﺑﻐﻠﺶ ﮐﻨﻪ ﺑﮕﻪ ﻧﺰﻥ ﺩﺳﺘﺖ ﺩﺭﺩ
ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ
 
دلتنگی یعنی با یادش به خاطراتت فکرکنی... اونوقت یه لبخند بیاد روی لبت ولی چند لحظه بعد شروع اشکهای لعنتی...
+ نوشته شده در شنبه نهم شهریور 1392 ساعت 15:52 توسط یه عاشق تنها |


همه گفتند:"او"که رفت زندگی کن

ولی.....کسی درک نکرد که "او"

خود زندگی ام بود...

+ نوشته شده در شنبه نهم شهریور 1392 ساعت 15:44 توسط یه عاشق تنها |


خدایا به تو سپردمش . . !

فقط یه خواهش دارم . . !

یه روزی . . !

یه جایی . . !

بغل یه غریبه . . !

مسته مست . . !

 
بدجوری یاد من بندازش . . !

 
+ نوشته شده در شنبه نهم شهریور 1392 ساعت 15:41 توسط یه عاشق تنها |


به حــرمــت رفـــــــــــاقــــت هیسسس ...

عشقم تو بغل رفیقــــــــــم خوابش برده

 

+ نوشته شده در شنبه نهم شهریور 1392 ساعت 15:38 توسط یه عاشق تنها |


مهمترین درسی که از زندگی آموختم این بود که...


"هیچکسشبیه حرفهایش نبود...

+ نوشته شده در شنبه نهم شهریور 1392 ساعت 15:35 توسط یه عاشق تنها |


احساس است … مزرعــــه که نیست ! هـــــی شخـــمش میـــــزنی لعنتــــــی …!!!

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1392 ساعت 17:45 توسط یه عاشق تنها |


دیروز اومده بود دیدنم با یه شاخه گل سرخ و لبخندی که همیشه آرزوشو داشتم


گریه کرد و گفت دلش برام تنگ شده ولی من فقط نگاش کردم… وقتی رفت…

سنگ قبرم از اشکاش خیس شده بود…

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1392 ساعت 17:44 توسط یه عاشق تنها |


باید بازیگر شوم ،

آرامش را بازی کنم ...

باز باید خنده را به زور بر لبهایم بنشانم ...

باز باید مواظب اشک هایم باشم ...

باز همان تظاهر همیشگی : " خوبم ... "

 

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1392 ساعت 17:41 توسط یه عاشق تنها |


همه گفتند:"او"که رفت زندگی کن

ولی.....کسی درک نکرد که "او"

خود زندگی ام بود...

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1392 ساعت 17:37 توسط یه عاشق تنها |


آنقدر پیش این و آن از خوبی هایت تعریف کرده بودم،

که وقتی سراغت را می گیرند …

شرم دارم بگویم تنهایم گذاشت…

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1392 ساعت 15:2 توسط یه عاشق تنها |


آنقدر پیش این و آن از خوبی هایت تعریف کرده بودم،

که وقتی سراغت را می گیرند …

شرم دارم بگویم تنهایم گذاشت…

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1392 ساعت 15:2 توسط یه عاشق تنها |


سلام من بعد چند مدت برگشتم ممنون ازهمه نظرات كه تنهام نزاشتين اين مدت شرمنده ديربه دير ميومدم و به پريا جون عزيزم كه نظر داده زودزود بيا چشم پريا زودزود ميام واز اونايي كه گفتن برام دعا كن دعاشونم كردم ايشالله همه مشكلشون حل بشه آااااااامين.

درضم دوستان ومن نميتونم برم به بقيه وب ها سربزنم يا وب هارو لينك كنم راستي هركي همخاست با اسمه وبم لينكم كنه ديگه اجازه واس چي ميگيرين دوستاي گلم.ايدوارم هيچكس ديگه مثله من تنها نباشه همه بگين آمين


+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1392 ساعت 15:2 توسط یه عاشق تنها |


باید بازیگر شوم ،

آرامش را بازی کنم ...

باز باید خنده را به زور بر لبهایم بنشانم ...

باز باید مواظب اشک هایم باشم ...

باز همان تظاهر همیشگی : " خوبم ... "

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1392 ساعت 23:27 توسط یه عاشق تنها |


مردم اینجا چه قدر مهربانند !!!

دیدند کفش ندارم ،،

برایم پا پوش درست کردند!!!!!

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1392 ساعت 23:19 توسط یه عاشق تنها |


تنهایی ام را دوست دارم!
بوی پاک نجابت
  می دهد...

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1392 ساعت 21:53 توسط یه عاشق تنها |


خودت را در آغوش بگیر و بخــــــــواب ! هیچ کس آشفتگی ات را شانـــــه نخواهد زد ! این جمع پر از تنــــهاییست…
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392 ساعت 13:26 توسط یه عاشق تنها |


خیلی سخته دوسش داشته باشی ولی اون رفته سخته بدونی رفته ازپیشت ولی ندونی کجاس؟چیکارمیکنه؟ پیشه کیه؟سخته عشقت. ازپیشت بره وازش یه شماره بی جواب و یه عکس که همیشه تصویرزمینه گوشیته باعکسش اروم میشی سخته خیلی سختتتتتت
+ نوشته شده در جمعه سی ام فروردین 1392 ساعت 15:45 توسط یه عاشق تنها |